X
تبلیغات
رایتل
خر تو خری بازار و ما طفلکی های خوشحال - حرف های صدمن یک غاز

خر تو خری بازار و ما طفلکی های خوشحال

دوشنبه 20 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 09:50 ق.ظ




تو این بلبشوی بازار و کاسبی بعضی کسبه بی انصاف، خرید لوستر خیلی بهمون حال داد.

به خاطر طمع فروشنده محترم و اینکه حاضر نبود در صورت خرید نقد و همزمان ۳ تا لوس از یک مدل ۱۰.۰۰۰ تومن بهمون تخفیف بده کار به جایی رسید که از هر لوستر ۶۵.۰۰۰ تومن و سرجمع ۱۹۵.۰۰۰ تومن تخفیف گرفتیم


این تنها خریدی بود که تو این مدت نه تنها حرص و جوش نداشت بلکه حسابی دلمون شاد شد و خندیدیم. از نظر ریالی هم اساسی خوشمان آمد البته بیشتر از همه اینکه نذاشتیم فروشنده ی زرنگ به ریشمون بخنده حال داد.

 

از این به بعد هر وقت زیر سقف منزلمون دراز بکشیم این لوستر ها هموجوووور به ما چشمک می زنند و ما هموجوووور به یاد کمدی پریشب میخنیدم


اگه میخواین شرح ماجرا رو بدونین ادامه مطلب رو بخونید


وقتی دیدم که فروشنده ی عصبی و بداخلاق حاضر نیست بهمون تخفیف بده و با اطمینان میگه جنس من رو هیچ جا پیدا نمیکنید و اگه میخواین نخرید به اجبار قیمت رو قبول کردیم و بیعانه دادیم اما حاضر نشدم اجناس دیگه ای رو که پسندیده بودم بخرم

برای ادامه خرید رفتم مغازه ی روبرویی و در کمال ناباوری دیدم دقیقا همون لوستری که خریدم رو این مغازه هم داره

وقتی قیمتش رو پرسیدم 10تومن پایینتر از مغازه ی قبلی بود و فروشنده حاضر بود در صورت خرید 3تا از یک مدل تخفیف خوبی بهمون بده

ما هم که حسابی از فروشنده ی قبلی دلخور بودیم رفتیم و پولمون رو پس گرفتیم و از مغازه ی جدید خیلی شاد و خوشحال خرید کردیم


هموجوووور خنده کنان دنبال کارهای دیگمون بودیم که مغازه ی اولی زنگ زد به همسرجان و خیلی مودب درخواست کرد که بریم پیشش تا یک مسئله مهمی رو توضیح بده


ما هم که کلا سرمون درد میکنه برای مسائل مهم زودی رفتیم پیشش

جناب محترم گفت من فهمیدم که شما رفتید از فلانی خرید کردید 


ما هم که دوس داشتیم یه جورایی دلشو بسوزونیم گفتیم خوب بله دیگه مشتری دنبال اینه که کمتر پول بده اون برای 40 تومن کمتر از قیمت شما فاکتور کرد


یارو که حسابی عصبانی شده بود گفت حالا که اینکار رو کرده من به ضرر میدم تا بفهمه که دیگه مشتری کسی رو نزنه! من 20 تمون زیر قیمتی که اون داده بهتون میدم

آقا ما رو میگی؟ اینجوری

و با گفتن چرت و پرت هایی مبنی بر اینکه جنس اون به درد نمیخوره و بیاین از خودم جنس اصلش رو بخرین ما رو ترغیب میکرد که بریم و پولمون رو پس بگیریم

ما هم مجدد رفتیم مغازه روبرو

طرف تا ما رو دید شصتش خبردار شد و گفت میدونم چی شده الان زنگ زد و گفت که میخواد به ضرر بده تا حال منو بگیره حالا که اینطوری شد من هم همون قیمتی که گفته براتون فاکتور میکنم جهنم ضرر

آقا ما رو میگی؟ اینجوری


جونم براتون بگه که دیگه حوصله نداشتیم بریم مغازه اولی و بگیم دومی هم میخواد همین قیمت بده و بدین ترتیب قیمت رو بشکنیم و برای ختم بخیر شدن ماجرا رفتیم اولی و گفتیم آقا ما پولمون رو پس گرفتیم. بریم یه دور مغازه های دیگه رو ببینیم بعد میرسیم خدمتتون


و این گونه بود که ما از آب گل آلود ماهی گرفتیم



نتیجه گیری و درس عبرت هم با خودتون دیگه من وقت ندارم نصیحتتون کنم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo